پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟


  1. هر دره نزولی را به نزولی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین دره پایین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر از خودش وصل کنید (یا بالاترین سطح چرخش را به بالاترین سطح چرخش وصل کنید)
    ما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم یک خط را به هم متصل کنیم یا دو (یا بیشتر) به عبارت دیگر، پایین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین چرخش یا دو (یا بیشتر) و بالاترین سطح چرخش. برای کسانی که با اصطلاح اوج / پایین نوسان آشنا نیستند، پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ منظور ما فقط قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و دره‌های ایجاد شده با قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فشرده است. هنگامی که قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را به سایر قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها یا دره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را به دره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر متصل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم کندل نمودار قیمتی بین این دو نقطه (روند صعودی یا نزولی یک اوراق بهادار یا سهام و…) را در دوره زمانی مشخص بررسی کنیم.
  2. هرچه نقاط اتصال بیشتر باشد، بهتر است.
  3. به مثال بالا در ترسیم اصول خط روند توجه کنید. در این تصویر همانطور که مشاهده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید ما قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های صعودی را به هم وصل کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم اما، بین این دو امتیاز، قیمت از خطی که ما کشیدیم عبور کرد. این خط روند را بی اعتبار می‌کند. حال به تصویر زیر توجه کنید آنچه ما می خواهیم همان چیزی است که در تصویر دوم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینیم، دو پایین چرخش که توسط خطی شکسته نشده از قیمت به هم متصل شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. این یک خط روند معتبر است.
  4. خرید روندهای معاملات صعودی، فروش روندهای معاملات نزولی. روند دوست شماست! این قانون ثابت در مورد خط روند در تحلیل تکنیکال نیز اعمال می شود. برای معامله گران باتجربه ، این بدان معناست که ما فقط باید به دنبال خرید در خطوط حمایت صعودی و فروش در خطوط مقاومت نزولی باشیم.

پیوت پوینت‌ها و راهنمای جامع استفاده از آن

پیوت پوینت‌ها ( Pivot Points ) یکی از ابزارهایی هستند که همیشه مورد استفاده معامله‌گران قرار داشته‌اند اما با این حال خیلی‌ها درک درستی از آن ندارند. در این مطلب قصد داریم تا مهمترین مفاهیم پیوت پوینت‌ها که در معاملات شما تاثیر بسزایی دارند را بررسی کنیم. با پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ طلاچارت همراه باشید…

پیوت‌ پوینت‌ها چه هستند؟

پیوت پوینت‌ها در واقع سطوحی از قیمت هستند که بر اساس نوسانات قبلی قیمت محاسبه می‌شوند. محاسبه پیوت اصلی بسیار ساده است. کافیست بالاترین ( High )، پایین‌ترین ( Low ) و قیمت پایانی ( Close ) روز قبلی را با یکدیگر جمع کرده و تقسیم بر ۳ کنید. به همین راحتی پیوت مرکزی یا همان پیوت اصلی محاسبه خواهد شد. بنابراین دیدید که پیوت پوینت مرکزی در واقع میانگین نوسانات روز گذشته می‌باشد.

البته شما می‌توانید به جای اینکه پیوت پوینت را بر اساس بالاترین، پایین‌ترین و قیمت پایانی روز قبلی را محاسبه کنید، این کار را برای نوسانات ماه گذشته، هفته گذشته، چهار ساعت یا یک ساعت اخیر انجام دهید. بنابراین پیوت پوینت‌ها را برای هر دوره زمانی که مدنظرتان باشد می‌توانید محاسبه کنید و محدودیتی نخواهید داشت. اما توجه داشتید باید که هرچه پیوت پوینت شما از نوسانات بلند مدت‌تری محاسبه شده باشد دارای قدرت بیشتری خواهد بود.

در تصویر زیر بالاترین، پایین‌ترین و قیمت پایانی هفته گذشته علامت گذاری شده‌اند. همانطور که می‌بینید، پیوت مرکزی هفته بعدی (خط قرمز رنگ) میانگینی از سه قیمت قبلی است.

پیوت‌ پوینت‌ها

در بالا و پایین پیوت مرکزی نیز پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ سطوح دیگری قرار دارند. در بالای پیوت مرکزی سطوح R1 تا R3 قرار دارند و در پایین پیوت مرکزی نیز سطوح S1 تا S3 قرار می‌گیرند. همانطور که احتمالا از حرف اختصاری این سطوح متوجه شده‌اید، سطوح R برای مقاومت‌ها و سطوح S برای حمایت‌های پیش رو هستند.

پیوت‌ پوینت‌ها

سطوح حمایت و مقاومتی پیوت بر اساس پیوت مرکزی و بالاترین و پایین‌ترین قیمت نوسانات اخیر محاسبه می‌شوند. در ادامه فرمول محاسبات این سطوح را نیز می‌توانید مشاهده کنید.

R1 = (۲ x P) – L

R2 = P + H – L

( R3 = H + 2 x (P – L

S1 = (۲ x P) – H

S2 = P – H + L

( S3 = L – 2 x (H – P

البته نیازی به دانستن و حفظ کردن این محاسبات نخواهید داشت. چرا که در نرم افزارهای معاملاتی اندیکاتورهایی وجود دارند که به سادگی و با چند کلیک سطوح پیوت پوینت را برای هر تایم فریمی که مدنظرتان باشد محاسبه می‌کنند. همچنین به جز اندیکاتورها، ماشین حساب‌های پیوت نیز به وفور در اینترنت پیدا می‌شوند. کافیست عبارت Pivot Point Calculator را در گوگل جستجو کنید تا آنها را پیدا کنید.

چگونه پیوت پوینت را به نمودار خود اضافه کنیم؟

همانطور که گفتیم در نرم افزارهای تحلیلی و معاملاتی اندیکاتورهای مختلفی برای ترسیم اتوماتیک سطوح پیوت وجود دارند. در ادامه ما دو اندیکاتور را برای نرم افزار متاتریدر (و سایر برنامه‌های مبتنی بر آن مانند مفید تریدر و …) و تریدینگ ویو به شما معرفی خواهیم کرد.

برای پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ استفاده از اندیکاتور پیوت پوینت در تریدینگ ویو کافیست از بخش اندیکاتورها آیتم Pivot Point Standard را انتخاب کنید. برای انجام این کار طبق تصویر زیر روی دکمه Indicators (یا اندیکاتورها) کلیک کرده و در کادر جستجو عبارت PPS را تایپ کنید. سپس اندیکاتور Pivot Point Standard را انتخاب نمایید.

برای نسخه‌های ۴ و ۵ متاتریدر نیز می‌توانید اندیکاتورهایی که در دو لینک زیر قرار داده شده‌اند را دانلود و نصب کنید. بعد از نصب از طریق بخش Navigator می‌توانید اندیکاتور را گرفته و روی چارت بکشید و رها کنید تا سطوح پیوت را به شما نشان دهند.

چگونه از پیوت پوینت‌ها در معاملات خود استفاده کنیم؟

روش‌های مختلفی برای استفاده از پیوت پوینت‌ها وجود دارد. بعضی‌ها به شکل ساده و تنها بر اساس همین سطوح ترید می‌کنند و برخی دیگر نیز پیوت پوینت‌ها را با سایر ابزارها و اندیکاتورهای تکنیکالی ترکیب می‌کنند. ما در این مطلب از سایت طلاچارت چند روش را به شما نشان خواهیم داد.

ابتدا طبق روشی که در بالا اشاره کردیم اندیکاتور Pivot Point Standard را به نمودارتان اضافه کنید. بعد از اضافه شدن اندیکاتور به نمودار، احتمالا نمودارتان فشرده خواهد شد پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ که به دلیل نمایش سطوح پیوت می‌باشد. بنابراین با کلیک چپ ماوس نوار قیمت که در سمت راست نمودار قرار دارد را گرفته و چند بار به سمت بالا بکشید تا حالت نمایش کندل‌ها واضح‌تر شود.
اکنون روی آیکون چرخ دنده که در مقابل نام اندیکاتور Pivot Point Standard قرار دارد کلیک کنید تا وارد بخش تنظیمات شوید. حالا بایستی تغییرات زیر را انجام دهید.

ابتدا مطمئن شوید که گزینه Type روی حالت Traditional قرار تنظیم شده است. در واقع حالت‌های مختلفی از پیوت‌ها وجود دارند که ما فعلا به همان حالت اصلی آن احتیاج داریم.

گزینه Show Historical Pivots را غیر فعال کنید تا پیوت‌هایی که مربوط به روزهای قبلی هستند نمایش داده نشوند.

در نهایت گزینه Pivot Timeframe را روی Daily تنظیم کنید تا سطوح پیوت روزانه نمایش داده شوند.

پیوت‌ پوینت‌ها

روش اول: استفاده کلاسیک از سطوح پیوت

در این روش، خیلی ساده از خود سطوح پیوت برای انجام معاملات استفاده می‌کنیم. به این معنا که هیچ ابزار دیگری را با آن ترکیب نمی‌کنیم. در واقع اگر قیمت زیر پیوت مرکزی قرار داشته باشد و سپس به آن برسد، انتظار واکنش نزولی خواهیم داشت. و بالعکس اگر قیمت در بالای پیوت مرکزی باشد و سپس به آن برسد انتظار واکنش صعودی را داریم. تکلیف سطوح حمایتی ( S ) و مقاومتی ( R ) پیوت‌ها نیز مشخص است. اگر به حمایت پیوتی برسیم میخریم و اگر به مقاومت پیوتی برسیم می‌فروشیم.

البته نیازی به توضیح نیست که چنین روشی دارای ریسک‌هایی است و بهتر است با سایر ابزارهای تکنیکال ترکیب شود تا موقعیت‌های مطمئن‌تری را به ما نشان دهند.

حالا به سراغ مثال‌هایی از این روش خواهیم رفت. ابتدا با مثالی از نمودار اونس طلای جهانی شروع می‌کنیم.

همانطور که در نمودار اونس مشاهده می‌کنید قیمت دو بار به شکل بسیار زیبایی توسط پیوت مرکزی برگشت داده شده است که با هایلایت زرد رنگ و فلش آن برگشت‌ها را مشخص کرده‌ایم.

همچنین بعد از شکسته شدن پیوت مرکزی قیمت تا نزدیکی سطح S1 ریزش کرده و دوباره برگشته است. دلیل این برگشت را در ادامه همین مطلب متوجه خواهید شد.

پیوت‌ پوینت‌ها

در مثال دیگری بعد از گذشت حدودا یک ساعت از زمان شروع معاملات قیمت به سمت سطح R1 حرکت کرده است اما با فشار فروشندگان در فاصله ۶ هزار تومانی این سطح شاهد ریزش قیمت بوده‌ایم.

بعد از آن قیمت بدون توجه خاصی به پیوت مرکزی آن را شکسته و به سطح S1 رسیده‌ و از همانجا به سمت بالا برگشته است و واکنش خوبی را از این سطح شاهد بوده‌ایم.

روش دوم: معامله بر اساس شکست سطوح پیوت

احتمالا از نام همین روش نیز متوجه کلیات کار شده‌اید. به بیان خیلی ساده در اینجا ما از روش شکست سطوح یا همان Breakout Trading استفاده می‌کنیم. کافیست منتظر شکست یکی از سطوح پیوت باشید و پس از آن وارد معامله شوید و معامله را تا رسیدن به سطح پیوت بعدی باز نگه دارید.

البته این روش نیز ریسک‌هایی به همراه دارد. ریسک‌هایی که ناشی از شکست‌های جعلی و برگشت دوباره قیمت می‌شود. در این شرایط نیز می‌توانید صبر کنید و در پولبک قیمت به سطح پیوت شکسته شده وارد بازار شوید.

در مثال زیر که از نمودار GBP/AUD می‌باشد می‌بینید که قیمت بعد از کمی حرکت رنج زیر پیوت مرکزی بالاخره موفق به شکست آن شده است (فلش آبی). اما بهتر است برای جلوگیری از به دام افتادن در تله شکست‌های جعلی، صبر کنیم تا قیمت مدتی بالاتر از سطح مدنظر تثبیت شده و سپس در پولبک به آن وارد معامله شویم. در واقع جایی که با فلش سبز رنگ مشخص شده است چنین حالتی را نشان می‌دهد.

بعد از آن هم می‌بینیم که قیمت به زیبایی به سطح R1 پیوت که هدف ماست رسیده است. به طور کلی واکنش‌های مختلفی به سطوح پیوت در تصویر زیر می‌بینیم که بسیار زیبا هستند.

پیوت پوینت ها

در مثال دیگری در ابتدای شروع معاملات در بالای پیوت مرکزی قرار داشته است. حدودا یک ساعت بعد از شروع بازار قیمت موفق به شکست و تثبیت زیر پیوت مرکزی شده است (فلش آبی). سپس قیمت دوبار حرکت پولبک را انجام داده و موقعیت مناسبی را برای فروشندگان بوجود آورده است (فلش‌های سبز رنگ).
بعد از آن هم مشاهده می‌کنید که قیمت حرکت نزولی بسیار خوبی انجام داده و به سطح S1 پیوت که همان هدف ما می‌باشد رسیده است.

روش سوم: ترکیب پیوت و تکنیک تبدیل سطوح (COP)

قبلا در مطلبی به طور کامل تکنیک تبدیل سطح یا همان COP را برررسی کرده‌ایم که از این لینک می‌توانید آن را مطالعه کنید. این تکنیک یکی از اصول پایه‌ای بازار و تحلیل تکنیکال است و تقریبا اکثر حرکات بازار بر اساس آن شکل می‌گیرد. بنابراین یادگیری آن بسیار مهم و البته خیلی هم ساده است.

حالا ما می‌توانیم سطوح پیوت را با همین تکنیک ترکیب کرده تا معاملاتی با احتمال موفقیت بالاتر را پیدا کنیم. در واقع کافیست سطوح پیوت شما منطبق یا در فاصله نزدیکی با سطوح COP باشند.

در مثال زیر که باز هم روی نمودار GBP/AUD می‌باشد مشاهده می‌کنید که قیمت در روز جاری به نزدیکی پیوت مرکزی رسیده است. با نگاهی به گذشته قیمت می‌بینیم که اینجا یک سطح COP نیز می‌باشد. بنابراین با توجه به نزدیک بودن این دو سطوح به یکدیگر می‌توانیم انتظار برگشت قیمت به سمت بالا بعد از رسیدن قیمت به محدوده این دو سطح را داشته باشیم.

در مثال دیگری از بازار داخلی مشاهده می‌کنید که قیمت بعد از باز شدن بازار با یک گپ مثبت به پیوت مرکزی که در نزدیکی یک سطح COP قرار دارد رسیده و سپس در همینجا دو بار (فلش‌های آبی رنگ) با واکنش نزولی مورد انتظار ما مواجه شده است.

روش چهارم: ترکیب پیوت‌ و اندیکاتورها

شما می‌توانید سیگنال‌های اندیکاتورها و اسیلاتورهای مورد استفاده‌تان را با سطوح پیوت ترکیب کنید. به عنوان مثال از سیگنال استوکاستیک یا واگرایی RSI به همراه سطوح پیوت بهره ببرید.

در مثال بعدی که روی نمودار EUR/CAD می‌باشد می‌بینیم که قیمت بعد از رسیدن به سطح S1 پیوت دچار واگرایی مثبت شده و بعد از آن نیز حرکت بسیار خوبی را به سمت بالا انجام داده است.

در صورتی که با واگرایی‌های RSI آشنایی ندارید می‌توانید راهنمای جامع RSI را از اینجا بخوانید.

پیوت‌ پوینت‌

روش پنجم: ترکیب پیوت و نواحی عرضه و تقاضا

نواحی عرضه و تقاضا یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای پیدا کردن نقاط چرخش قیمت هستند. حالا ما می‌توانیم پیوت‌ها را نیز با این نواحی ترکیب کرده تا بتوانیم با اطمینان بالاتری بر اساس آنها معاملات خود را انجام دهیم.

اگر یادتان باشد در مثال مربوط به اونس طلای جهانی دیدیم که قیمت نرسیده به سطح S1 پیوت برگشت بسیار پرقدرتی انجام داد. دلیل این برگشت قوی چه بود؟ دلیل آن وجود یک ناحیه تقاضای قدرتمند در راستای همان سطوح S1 پیوت بود. در ادامه دوباره همان تصویر را مشاهده می‌کنید؛ با این تفاوت که ناحیه تقاضا (باکس سبز رنگ) نیز مشخص شده است. قیمت دقیقا به ناحیه تقاضا برخورد کرده و پرقدرت به سمت بالا برگشته است.

برای آشنایی با نواحی عرضه و تقاضا و روش معامله بر اساس آنها می‌توانید در دوره استراتژی پرایس اکشن ما شرکت کنید.

پیوت‌ پوینت‌

در این مطلب سعی کردیم تا روش‌های مختلف و کارآمدی که برای معامله بر اساس پیوت‌ها وجود دارند را به شما نشان دهیم. شما هم می‌توانید استراتژی معاملاتی خود را با پیوت‌ها ترکیب کرده تا نقاط ورود با احتمال موفقیت بیشتر را بدست بیاورید.

بررسی پیوت در بورس

بررسی پیوت در بورس

ساعد نیوز: پیوت (pivot) در تحلیل تکنیکال به نقاط مهم و محوری گفته می شود که با توجه به آنها از ابزار های تحلیل تکنیکال مانند خط روند ، چنگال اندروز ، الگو ها و … استفاده می کنیم.پس شناخت پیوت ها برای ما بسیار اهمیت دارد زیرا اگر این نقاط را به درستی شناسایی نکنیم ، در تحلیل های خود دچار اشتباه می شویم.

پیوت (pivot) در تحلیل تکنیکال به نقاط مهم و محوری گفته می شود که با توجه به آنها از ابزار های تحلیل تکنیکال مانند خط روند، چنگال اندروز، الگو ها و … استفاده می کنیم.پس شناخت پیوت ها برای ما بسیار اهمیت دارد زیرا اگر این نقاط را به درستی شناسایی نکنیم ، در تحلیل های خود دچار اشتباه می شویم و در نهایت در معاملات خود با ضرر و زیان رو برو می شویم.اگر بخواهیم تعریف ساده و کلی از پیوت ها ارائه دهیم می توان گفت که: پیوت ها نقاطی هستند که در آنها نمودار قیمت تغییر جهت می دهد.در تصویر پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ زیر نقاط آبی رنگ که میبینید نقاطی هستند که در آنها نمودار قیمت تغییر جهت داشته و به اصطلاح پیوت نامیده می شوند.

در تحلیل تکنیکال به صورت کلی دو نوع پیوت داریم

تمامی ریزموج های نمودار ، پیوت مینور خطاب میشوند اصلاح های قیمتی کوتاهی را تشکیل میدهند و عملا از اعتبار بسیار کمی برخوردار هستند و نمیشود در تحلیل تکنیکال به این پیوت ها اعتماد کرد و یا مرجعی برای ترسیم خطوط روند و یا ترسیم الگوها دانست.اما پیوت ماژور اصل ماجراست و مرجع ترسیم تمامی الگوهای تحلیلی محسوب میشود ، در این پیوت ها تغییر جهت روند صورت میگیرد و معامله گر میتوانید با تشخیص این نقاط ابتدای یک روند صعودی و یا نزولی را تشخیص بدهد و وارد معامله ای کم ریسک شود.پیوت ماژور در تحلیل تکنیکال از اهمیت و اعتبار بالایی برخوردار میباشد و منبع اصلی برای ترسیم خطوط حمایتی و مقاومتی که در مقاله های قبلی توضیح دادیم میباشد.

تشخیص پیوت ماژور در نمودار

باید از دو طریق ماژور را شناسایی کنیم، که اولین مورد را در نمودار مشاهده میکنیم، اصلاحی که در نمودار شکل گرفته به اندازه 38 درصد کندل قبلی خودش باشد که در تصویر زیر مشاهده می کنید

پیوت های ماژور

برگشت های بزرگی هستند که در این نقاط ، معمولا جهت روند عوض می شود. ( روندهای نزولی تبدیل به روند های صعودی و یا بلعکس می شوند) این نقاط مهم باید توسط تکنیکالیست شناسایی و بر اساس انها خط روند ها و کانال ها و یا الگوها رسم شوند. پس به عبارت ساده تر پیوت های مینور نوسانات کوتاه و بی اعتباری هستند که در تعیین الگوهای نموداری نقش موثری ندارند و ما باید از آنها چشم پوشی کنیم.همچنین در هنگام ترید کردن باید مراقب باشیم که در تله این نوسانات کوتاه نیفتیم چرا که این نقاط خلاف روند اصلی هستند ولی پیوت های ماژور نقاط با اهمیتی هستند که ما باید حداکثر سعی مان را بکنیم تا این نقاط را شناسایی کنیم چرا که در این نقاط روندها تغییر جهت می دهند و هدف ما هم ترید کردن در جهت روندهای تازه شکل گرفته و رسم الگو و ابزارها بر روی این نقاط مهم هست.

پیوت مینور :

در صورتی که یک پیوت در قالب استراحت و چرخش جزیی در میانه مسیر باشد به آن پیوت مینور می گویند بازار برای این که به نقطه هدفی که دارد برسد نیاز به استراحت در میانه مسیر دارد این نقاطی که بازار چرخ می کند و یک تغییر مسیر کوتاه را تجربه می کند، پیوت مینور می گویم.از پیوت های مینور در ابزار های اصلی تکنیکال استفاده نمی شود.

استفاده از پیوت پوینت و میانگین متحرک

در این تکنیک ابتدا یک مقایسه بین سطح پیوت پوینت و میانگین متحرک با نمودار قیمتی انجام می شود. سهامی که نمودار قیمتی آن ها در بالای سطح پیوت و میانگین متحرک ۲۰۰ روزه است، در دیده بان قرار گرفته و جزو سهام کم ریسک محسوب می شوند. سهامی که نمودار آن ها زیر یکی از موارد گفته شده مانند سطح پیوت و یا میانگین متحرک باشند، منتظر می مانیم تا تکلیف آن ها مشخص شوند و سهامی که نمودار آن ها هم زیر سطح پیوت و هم زیر میانگین متحرک ۲۰۰ روزه هستند جزو سهام پرریسک محسوب شده و در دیدبان قرار نمی گیرند.

به شکل زیر توجه کنید:

سهامی که شرایط بالا را داشته باشند به عنوان سهام کم ریسک در دیده بان قرار می گیرند. در اینجا لازم است ذکر شود که شناسایی سهام کم ریسک به منزله سیگنال خرید نیست، بلکه با شناسایی این سهام به دنبال فرصت های معاملاتی خرید در دوره زمانی مدنظر هستیم که در بعضی مواقع ممکن هست فرصت معاملاتی موردنظر ایجاد نشده و قیمت سهم ریزشی باشد. شرایط فوق برای دوره های سرمایه گذاری میان مدت و بلندمدت بسیار مناسب است، زیرا میانگین متحرک ۲۰۰ روزه، دوره بلندمدتی از نوسانات قیمت سهام را در برمی گیرد و در دوره کوتاه مدت کاربرد زیادی ندارد.

نکته بعدی که باید موردتوجه قرار بگیرد این است که منظور از سهم کم ریسک، سهمی نیست که با سرمایه گذاری در آن هیچ گونه ریسکی موردتوجه معامله گر نباشد، بلکه ریسک ناشی از این سهم برای سرمایه گذاری به مراتب کمتر از سهام دیگر هست اما همچنان به میزان کمی ریسک برای آن وجود دارد

به عنوان مثال نمودار زیر متعلق به شرکت فولاد مبارکه اصفهان است.

همان طور که در شکل بالا مشخص است، در ابتدای سال ۹۶ نمودار حول سطح پیوت سال و میانگین متحرک در حال نوسان است. به محض تثبیت نمودار بالای سطح پیوت و میانگین متحرک، سهم شرکت فولاد در دیدبان قرار گرفته و پس از آن به دنبال فرصت های معاملاتی خرید در طول سال خواهیم بود و بازدهی قیمت سهام این شرکت در طول سال ۹۶، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

برای محاسبه سطح پیوت در هر دوره زمانی از فرمول زیر استفاده میکنیم:

P.P= (High+Low+2*close)/4

High: بیشترین قیمت

Low: کمترین قیمت

Close: قیمت بسته شدن سهم در آخرین روز دوره مد نظر

به عنوان مثال در سال ۱۳۹۶ هستیم و در نظر داریم به صورت بلند مدت تحلیل کنیم. چون در سال ۹۶ هستیم، با مراجعه به سال ۹۵ (دوره قبلی ) و بدست آوردن بیشترین و کمترین قیمت و همچنین قیمت بسته شدن سهم در سال ۹۵ و استفاده از فرمول بالا، سطح پیوت سالیانه بدست می آید.

شکل بالا نمودار شرکت کروی است. از ابتدای سال ۹۶ قیمت سهام زیر پیوت سال بوده و با شکست سطح پیوت و میانگین متحرک، شرایط برای سرمایه گذاری مناسب مهیا می شود.همان گونه که مشخص است سهامی که بالای سطح پیوت و میانگین متحرک هستند، سهامی به شدت کم ریسک بوده و می توان در شرایط مناسب به دنبال فرصت های معاملاتی خرید برای سرمایه گذاری پربازده بود.

منظور از حد ضرر یا stop loss چیست؟

بطور کلی می توان گفت حد ضرر یا استاپ لاس Stop loss یعنی بازه ای از قیمت که شما انتخاب می کنید تا معاملات ضررده بسته شوند تا از ضرر بیشتر جلوگیری کنید;البته گاهی اوقات دستور استاپ لاس می تواند در سود نیز عمل کند یا حتی در نقطه صفر پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ به صفر.

ما بطور کلی می بایست خاطرنشان کرد که حد ضرر یا استاپ لاس در معاملات بسیار واجب بوده و جز مهم معاملات در بازارهای مالی میباشد ; بطور کلی در تمام استراتژی های معاملاتی سوده در بازار های مالی شما می بایست میزان ریسک و حد زیان را به راحتی بایستی بتوانید محاسبه نمایید ; در غیر این صورت یک قدم حیاتی از سیستم معاملاتی ناقص خواهد ماند ; در تمام فرآیند معاملات مارجینی و غیر مارجینی شما صد در صد نیازمند به فهمیدن حداکثر ضرروزیان احتمالی میباشید و ضروری می‌باشد که به طور دستی یا این که اتومات آنرا اعمال نمایید .

با توجه به این که نوسان های بازار می تواند بسیار زیاد باشد و بستن بصورت دستی ممکن است مقدور نباشد پیشنهاد می کنیم که حتما در معاملات خود در دستورات تنظیم شده در کارگزار فارکس یا هر کارگزاری دیگر حتما حد ضرر یا استاپ لاس را قرار دهید تا خود کار اعمال شود.

در بروکرهای فارکس معمولا دستور ضرر در اولیت قیمت قابل دسترس در بازار اجرا می شود و همینطور برای سایر دستور ها مثل حد سود; و گاها ممکن است شما ببینید که پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ دستور بستن معاملات شما با کمی اختلاف یا بشتر انجام شده باشد و این به معنی این است که قیمت لازم برای اجرای دستورات در بازار موجود نبوده است;اما فرموش نکنید بطور کلی اجرا دستورات معاملاتی در تمامی کارگزارن بازار فارکس و سایر بازارهای مالی امری نسبی است و بسته به شرایط می تواند متغییر باشد.

مواردی که برای گذاشتن و تنظیم استاپ لاس ( حد ضرر ) اصولی باید به آنها توجه کنیم:

مقدار پول مشخص در ریسک:

تازمانیکه شما درصد پول مشغول شده به خرید و فروش را ندانید نمی توانید میزان درست استاپ لاس را حساب نمایید ; شما می بایست بدانید در سیستم معاملاتی و مدیر سرمایه شما چه میزان زیان برای هر داد و ستد تعریف شده‌است ; ۰٫۱ درصد ; ۱ درصد یا ۳ درصد یا بیشتر .

پیوت های قیمت:

پیوت های قیمت یا Pivot Point ها قیمت هایی هستند که بیشترین پتانسیل چرخش قیمت در آنها وجود دارد و معمولا در گذشته قیمت ها روی این قیمت ها تغییر مسیر داده اند; این قیمت ها نقاط حمایت و مقاومت بازار support و resistance را می توانند تعیین کنند و تریدر ها به انها توجه خاصی دارند تا به کمک این قیمت ها حد ضرر خود را تعیین کنند.

سقف و کف روزانه:

قیمت های بالا و پایین گذشته مانند یک خط کش ابعاد احتمالی بازار را نشان می دهند و می توان نقاط عرضه و تقاضا را به کمک آنها حدس زد; بدون دانستن این قیمت ها در استاپ لاس شما موفق نخواهید بود;

سقف و کف قیمت های هفتگی:

قیمت های اوج بازار در هفته های گذشته و یا کف های قیمتی در هفته های قبل نقاط خوبی برای چرخش مجدد قیمت ها هستند و در تعیین استاپ لاس ( حد ضرر ) و تیک پروفیت ( حد سود ) بسیار تاثیر گذارند.

ترند های تایم های بالاتر:

ترندهای قیمتی در بازه های زمانی بالاتر هم برای ورود به معاملات راهنمای خوبی هستند و هم برای تعیین حد ضرر احتمالی و خروج از بازار;

سطوح فیبوناچی:

درصد ها و سطح های فیبوناچی ارزش های احتمالی برای حمایت و مقاومت میباشند و برای انجام معاملات این ارزش ها را می بایست حتما از قبل بر روی چارت تحلیل تکنیکال خود علامت بزنید .

میانگین های قیمت :
میانگین قیمت های پیشین و اختلاف قیمت جاری بازار از آن ها ابزار و میزان خوبی برای پیش گویی ترند احتمالی است ولی مسلما به تنهایی کفاف نمیدهد ; ولی پی بردن میانگین روزها و ساعت های پیشین بازار برای انجام معاملات و انتخاب استاپ لاس اصولی ( حد ضرر اصولی ) بسیار حیاتی خواهد بود .

مهمترین نکات اصول رسم خط روند که باید بدانید

آموزش کشیدن خط روند

اصلی ترین ابزار برای تریدر ها، اصول صحیح رسم خط روند است که در هر نمودار ازجفت ارز (یک نقطه بالا و یک نقطه پایین) و در هر تایم فریمی از نمودار مورد استفاده قرار گیرد. در این مقاله قصد داریم که در ۳ مرحله به شما آموزش اصول کشیدن خط روند در تحلیل تکنیکال دهیم که چگونه باید ان را ترسیم کنید. این خطوط ابزاری قدرتمند برای رسم حمایت و مقاومت ها در معاملات است و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند با هر ابزار دیگری که از قبل استفاده میکردید ترکیب شود.

خط روند چیست؟

خط روند خطی است که دو یا چند دره نزولی یا دو یا چند قله صعودی را به هم متصل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند،خط روند نقشه حرکت قیمت در بازار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. ما با این روش متوجه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شویم بازار چه رفتاری را از خودش نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. خط رونداز اصولی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین فاکتورهای فهمیدن و درک کردن نقشه حرکت قیمت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.اما خط روند به چه مفهوم است؟ کجا باید رسم شود؟ چه کاربردی دارد؟ برای جواب تمامی این سوالات در دوره صفر تا صد فارکس به صورت کامل آموزش داده ایم.

نحوه اصول رسم خطوط روند صحیح

  1. هر دره نزولی را به نزولی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین دره پایین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر از خودش وصل کنید (یا بالاترین سطح چرخش را به بالاترین سطح چرخش وصل کنید)
    ما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم یک خط را به هم متصل کنیم یا دو (یا بیشتر) به عبارت دیگر، پایین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین چرخش یا دو (یا بیشتر) و بالاترین سطح چرخش. برای کسانی که با اصطلاح اوج / پایین نوسان آشنا نیستند، منظور ما فقط قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و دره‌های ایجاد شده با قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فشرده است. هنگامی که قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را به سایر پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها یا دره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را به دره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر متصل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم کندل نمودار قیمتی بین این دو نقطه (روند صعودی یا نزولی یک اوراق بهادار یا سهام و…) را در دوره زمانی مشخص بررسی کنیم.
  2. هرچه نقاط اتصال بیشتر باشد، بهتر است.
  3. به مثال بالا در ترسیم اصول خط روند توجه کنید. در این تصویر همانطور که مشاهده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید ما قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های صعودی را به هم وصل کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم اما، بین این دو امتیاز، قیمت از خطی که ما کشیدیم عبور کرد. این خط روند را بی اعتبار می‌کند. حال به تصویر زیر توجه کنید آنچه ما می خواهیم همان چیزی است که در تصویر دوم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینیم، دو پایین چرخش که توسط خطی شکسته نشده از قیمت به هم متصل شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. این یک خط روند معتبر است.
  4. خرید روندهای معاملات صعودی، فروش روندهای معاملات نزولی. روند دوست شماست! این قانون ثابت در مورد خط روند در تحلیل تکنیکال نیز اعمال می شود. برای معامله گران باتجربه ، این بدان معناست که ما فقط باید به دنبال خرید در خطوط حمایت صعودی و فروش در خطوط مقاومت نزولی باشیم.

انواع روند های بازار

روند صعودی، حرکت قیمت بازار را در زمانی که جهت کلی به سمت بالا است توصیف می‌کند.

خط روند صعودی، در امتداد کف‌های قیمتی رسم می‌شود و به تعیین محل شکل‌گیری کف‌های آینده کمک می‌کند.

آموزش کشیدن خط روند

روند نزولی، به حرکت ریزش بازار گفته می‌شود،، دارایی‌هایی که روند نزولی دارند با قله‌ها و دره‌های پایین مشخص می‌شوند.

معامله‌گران پرایس اکشن به این روندها توجه می‌کنند.

آموزش کشیدن خط روند

روند خنثی، حرکتی افقی در قیمت بازار است. این روند زمانی رخ می‌دهد که نیروی عرضه و تقاضا با هم برابر شود.

روند خنثی عموماً نتیجه حرکت قیمت بین سطوح حمایت و مقاومت است. برای یک دوره طولانی و قبل از شروع یک روند جدید صعودی یا نزولی، حاکم است. این دوره‌های تثبیت اغلب در طول روندهای طولانی مورد نیاز هستند.

آموزش کشیدن خط روند

رسم خط روند در روند صعودی

برای ترسیم خط روند در تحلیل تکنیکال ابتدا باید ببینیم که روند مورد بررسی صعودی است یا نزولی؟

این کار را با چشم هم می توان انجام داد و لزومی به استفاده از ابزار نیست.

فرض کنیم روند صعودی باشد در این روند، همانطور که قبلا در بخش نقاط برگشتی نمودار قیمتی تشریح کردیم نقاط پیوت را پیدا می کنیم.

حال بین نقاط پیوت (Pivot) ، کف های قیمتی را مشخص می کنیم.

دقت کنید با حداقل دو کف هم می توان خط روند صعودی رسم کرد اما طبیعی است هرچقدر که نقاط بیشتری از کف را به هم متصل کند به این معنی است که اصول خط روندی که رسم کرده اید قوی تر و معتبرتر است.

آموزش کشیدن خط روند

حالا چرا در اصول رسم این خط روند صعودی، کف ها را به هم متصل کرده ایم؟

چون در یک روند صعودی وقتی ما وارد معامله شده ایم چیزی که برایمان مهم تر است این است که این خط روند صعودی شکسته نشود.

چرا که در صورت شکسته شدن خط روند در تحلیل تکنیکال، یعنی اینکه ما باید از سهم خارج شویم یا اینکه اتفاق مهمی روی داده است و باید برای آن چاره اندیشی کنیم.

اگر خط روند روی کف ها رسم شود به سادگی شکسته شدن خط روند به سمت پایین نشان داده می شود.

آموزش کشیدن خط روند

اما اگر روی سقف ها این خط روند را رسم کنیم فقط در صورتی که شیب روند صعودی تر شود به ما اطلاع خواهد داد.

رسم خط روند در روند نزولی

در مورد روندهای نزولی، دقیقا به همان صورتی که در روند صعودی عمل کردیم اینجا هم همان مسیرها را دنبال می کنیم.

ابتدا به صورت چشمی تشخیص می دهیم که روند نزولی است.

در مرحله بعدی همه پیوت ها و سپس همه سقف ها را مشخص می کنیم.

هرچقدر این خط روند نقاط بیشتری را به هم وصل کند معتبرتر است.

آموزش کشیدن خط روند

در اصول رسم خط روند برای یک روند نزولی چیزی که برای ما اهمیت دارد این است که چه زمانی این روند نزولی تمام می شود یا شیبش کندتر می شود و جواب این سوال با اصول خط روندی که روی سقف ها رسم کرده ایم بدست می آید.

آموزش کشیدن خط روند

نکات مهم خط روند در تحلیل تکنیکال

در رسم خط روند هر چه تعداد نقاط برخورد نمودار با خط روند بیشتر باشد آن خط اعتبار بیشتری دارد.

برای اینکه بتونید یک خط روند ایده آل بکشید نباید اصول ترسیم خط روند خودتان را به یک یا چند خط محدود کنید هر چقدر می توانید خط روندهای مختلف رسم کنید و نگاه کنید ببینید کدام یک از این خط ها ماهیت کنونی روند را بیشتر نشان می دهد.

در تایم فریم های بالاتر از روزانه هم سعی کنید خط روند رسم کنید تا دید بهتری نسبت به روند صعودی یا نزولی سهم پیدا کنید. مثلا تایم فریم های هفتگی یا ماهانه.

هر چند اصول خط روند در تایم فریم های بالاتر نظیر هفتگی یا ماهیانه توصیه می شود اما هرگز خرید در این تایم فریم ها و بر مبنای این خط روندها، پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟ توصیه نمی شود.

در کل برای تریسم خط روند در امواج صعودی، از اتصال کف ها به همدیگر و برای ترسیم خط روند در امواج نزولی، از اتصال سقف ها به همدیگر استفاده می کنیم.

هدف از اصول خط روند در تحلیل تکنیکال، زیر نظرگرفتن حالت صعودی یا نزولی بودن موج است که با شکست خط روند، روند صعودی یا نزولی یا شکسته می شود یا وارد یک کانال جدید دیگر می شود. پس شکستن خط روند همیشه به معنای تمام شدن روند نیست.

مهمترین نکات اصول رسم خط روند که باید بدانید

آموزش کشیدن خط روند

اصلی ترین ابزار برای تریدر ها، اصول صحیح رسم خط روند است که در هر نمودار ازجفت ارز (یک نقطه بالا و یک نقطه پایین) و در هر تایم فریمی از نمودار مورد استفاده قرار گیرد. در این مقاله قصد داریم که در ۳ مرحله به شما آموزش اصول کشیدن خط روند در تحلیل تکنیکال دهیم که چگونه باید ان را ترسیم کنید. این خطوط ابزاری قدرتمند برای رسم حمایت و مقاومت ها در معاملات است و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند با هر ابزار دیگری که از قبل استفاده میکردید ترکیب شود.

خط روند چیست؟

خط روند خطی است که دو یا چند دره نزولی یا دو یا چند قله صعودی را به هم متصل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند،خط روند نقشه حرکت قیمت در بازار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. ما با این روش متوجه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شویم بازار چه رفتاری را از خودش نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. خط رونداز اصولی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین فاکتورهای فهمیدن و درک کردن نقشه حرکت قیمت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.اما خط روند به چه مفهوم است؟ کجا باید رسم شود؟ چه کاربردی دارد؟ برای جواب تمامی این سوالات در دوره صفر تا صد فارکس به صورت کامل آموزش داده ایم.

نحوه اصول رسم خطوط روند صحیح

  1. هر دره نزولی را به نزولی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین دره پایین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر از خودش وصل کنید (یا بالاترین سطح چرخش را به بالاترین سطح چرخش وصل کنید)
    ما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم یک خط را به هم متصل کنیم یا دو (یا بیشتر) به عبارت دیگر، پایین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین چرخش یا دو (یا بیشتر) و بالاترین سطح چرخش. برای کسانی که با اصطلاح اوج / پایین نوسان آشنا نیستند، منظور ما فقط قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و دره‌های ایجاد شده با قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فشرده است. هنگامی که قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را به سایر قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها یا دره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را به دره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر متصل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم کندل نمودار قیمتی بین این دو نقطه (روند صعودی یا نزولی یک اوراق بهادار یا سهام و…) را در دوره زمانی مشخص بررسی کنیم.
  2. هرچه نقاط اتصال بیشتر باشد، بهتر است.
  3. به مثال بالا در ترسیم اصول خط روند توجه کنید. در این تصویر همانطور که مشاهده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید ما قله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های صعودی را به هم وصل کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم اما، بین این دو امتیاز، قیمت از خطی که ما کشیدیم عبور کرد. این خط روند را بی اعتبار می‌کند. حال به تصویر زیر توجه کنید آنچه ما می خواهیم همان چیزی است که در تصویر دوم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینیم، دو پایین چرخش که توسط خطی شکسته نشده از قیمت به هم متصل شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. این یک خط روند معتبر است.
  4. خرید روندهای معاملات صعودی، فروش روندهای معاملات نزولی. روند دوست شماست! این قانون ثابت در مورد خط روند در تحلیل تکنیکال نیز اعمال می شود. برای معامله گران باتجربه ، این بدان معناست که ما فقط باید به دنبال خرید در خطوط حمایت صعودی و فروش در خطوط مقاومت نزولی باشیم.

انواع روند های بازار

روند صعودی، حرکت قیمت بازار را در زمانی که جهت کلی به سمت بالا است توصیف می‌کند.

خط روند صعودی، در امتداد کف‌های قیمتی رسم می‌شود و به تعیین محل شکل‌گیری کف‌های آینده کمک می‌کند.

آموزش کشیدن خط روند

روند نزولی، به حرکت ریزش بازار گفته می‌شود،، دارایی‌هایی که روند نزولی دارند با قله‌ها و دره‌های پایین مشخص می‌شوند.

معامله‌گران پرایس اکشن به این روندها توجه می‌کنند.

آموزش کشیدن خط روند

روند خنثی، حرکتی افقی در قیمت بازار است. این روند زمانی رخ می‌دهد که نیروی عرضه و تقاضا با هم برابر شود.

روند خنثی عموماً نتیجه حرکت قیمت بین سطوح حمایت و مقاومت است. برای یک دوره طولانی و قبل از شروع یک روند جدید صعودی یا نزولی، حاکم است. این دوره‌های تثبیت اغلب در طول روندهای طولانی مورد نیاز هستند.

آموزش کشیدن خط روند

رسم خط روند در روند صعودی

برای ترسیم خط روند در تحلیل تکنیکال ابتدا باید ببینیم که روند مورد بررسی صعودی است یا نزولی؟

این کار را با چشم هم می توان انجام داد و لزومی به استفاده از ابزار نیست.

فرض کنیم روند صعودی باشد در این روند، همانطور که قبلا در بخش نقاط برگشتی نمودار قیمتی تشریح کردیم نقاط پیوت را پیدا می کنیم.

حال بین نقاط پیوت (Pivot) ، کف های قیمتی را مشخص می کنیم.

دقت کنید با حداقل دو کف هم می توان خط روند صعودی رسم کرد اما طبیعی است هرچقدر که نقاط بیشتری از کف را به هم متصل کند به این معنی است که اصول خط روندی که رسم کرده اید قوی تر و معتبرتر است.

آموزش کشیدن خط روند

حالا چرا در اصول رسم این خط روند صعودی، کف ها را به هم متصل کرده ایم؟

چون در یک روند صعودی وقتی ما وارد معامله شده ایم چیزی که برایمان مهم تر است این است که این خط روند صعودی شکسته نشود.

چرا که در صورت شکسته شدن خط روند در تحلیل تکنیکال، یعنی اینکه ما باید از سهم خارج شویم یا اینکه اتفاق مهمی روی داده است و باید برای آن چاره اندیشی کنیم.

اگر خط روند روی کف ها رسم شود به سادگی شکسته شدن خط روند به سمت پایین نشان داده می شود.

آموزش کشیدن خط روند

اما اگر روی سقف ها این خط روند را رسم کنیم فقط در صورتی که شیب روند صعودی تر شود به ما اطلاع خواهد داد.

رسم خط روند در روند نزولی

در مورد روندهای نزولی، دقیقا به همان صورتی که در روند صعودی عمل کردیم اینجا هم همان مسیرها را دنبال می کنیم.

ابتدا به صورت چشمی تشخیص می دهیم که روند نزولی است.

در مرحله بعدی همه پیوت ها و سپس همه سقف ها را مشخص می کنیم.

هرچقدر این خط روند نقاط بیشتری را به هم وصل کند معتبرتر است.

آموزش کشیدن خط روند

در اصول رسم خط روند برای یک روند نزولی چیزی که برای ما اهمیت دارد این است که چه زمانی این روند نزولی تمام می شود یا شیبش کندتر می شود و جواب این سوال با اصول خط روندی که روی سقف ها رسم کرده ایم بدست می آید.

آموزش کشیدن خط روند

نکات مهم خط روند در تحلیل تکنیکال

در رسم خط روند هر چه تعداد نقاط برخورد نمودار با خط روند بیشتر باشد آن خط اعتبار بیشتری دارد.

برای اینکه بتونید یک خط روند ایده آل بکشید نباید اصول ترسیم خط روند خودتان را به یک یا چند خط محدود کنید هر چقدر می توانید خط روندهای مختلف رسم کنید و نگاه کنید ببینید کدام یک از این خط ها ماهیت کنونی روند را بیشتر نشان می دهد.

در تایم فریم های بالاتر از روزانه هم سعی کنید خط روند رسم کنید تا دید بهتری نسبت به روند صعودی یا نزولی سهم پیدا کنید. مثلا تایم فریم های هفتگی یا ماهانه.

هر چند اصول خط روند در تایم فریم های بالاتر نظیر هفتگی یا ماهیانه توصیه می شود اما هرگز خرید در این تایم فریم ها و بر مبنای این خط روندها، توصیه نمی شود.

در کل برای تریسم خط روند در امواج صعودی، از اتصال کف ها به همدیگر و برای ترسیم خط روند در امواج نزولی، از اتصال سقف ها به همدیگر استفاده می کنیم.

هدف از اصول خط روند در تحلیل تکنیکال، زیر نظرگرفتن حالت صعودی یا نزولی بودن موج است که با شکست خط روند، روند صعودی یا نزولی یا شکسته می شود یا وارد یک کانال جدید دیگر می شود. پس شکستن خط روند همیشه به معنای تمام شدن روند نیست.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.